افزایش مالیات و یارانه؛ مشکل کجاست؟


در رفتن دولت در لایحه بودجه 1401 منبع درآمد حاصل از اخذ مالیات را به 532 هزار میلیارد تومان رسانده است. این رقم نسبت به بودجه سال جاری 61.4 درصد افزایش داشته است. در حوزه یارانه‌های نقدی نیز دولت پیش‌بینی می‌کند کل پرداختی خانواده‌های چهار تا ۸۰۰ هزار تومانی را افزایش دهد. اما اکنون دو برنامه اقتصادی دولت به هم ریخته است.

به گزارش فرارو، روزنامه جمهوری اسلامی در یادداشتی که روز شنبه منتشر شد به هر دو رویداد حمله کرد. روزنامه جمهوری اسلامی معتقد است وضع مالیات بر املاک مشکلات زیادی را برای مردم ایجاد می کند. نویسنده یادداشت نیز مدعی است ناکارآمدی و مفسده بودن یارانه ثابت شده است.

بر اساس لایحه بودجه سال 1401 دولت 27.7 میلیارد تومان از محل مالیات بر دارایی درآمد داشته باشد. این مبلغ برای اشخاص حقوقی 134 هزار میلیارد تومان، مالیات بر درآمد 85 هزار میلیارد تومان، واردات 79.9 میلیارد تومان و مالیات کالا و خدمات 205 هزار میلیارد تومان است.

بخش یارانه نقدی نیز افزایش در پرداخت ها را نشان می دهد. در این حوزه دولت 336 هزار و 445 میلیارد تومان در بودجه برای کمک های بلاعوض و اشتغال در نظر گرفته است. اما ظاهراً 15 درصد آن مربوط به یارانه نقدی است. با این حال، دولت گفته است که یارانه نقدی را با حذف 4200 ارز ترجیحی افزایش خواهد داد. با این حال، پیش بینی می شود مابقی کالاها یارانه ای دریافت کنند.

بر اساس برنامه دولت، یارانه نقدی چهار دهک اول درآمدی به ۱۲۰ هزار تومان و سه دهک میانی به ۹۰ هزار تومان می رسد.

مهدی پازوکی، کارشناس اقتصادی، در مورد برنامه اقتصادی دولت در دو حوزه مالیات، یارانه و عقلانیت پاسخ داد.

آیا برآورد درآمد دولت از مالیات در لایحه بودجه 1401 منطقی است؟

نرخ فرار مالیاتی در اقتصاد ایران بسیار بالاست، زیرا سیستم وصول مالیات ما هنوز سنتی است. بنابراین مشکل اصلی در سیستم وصول مالیات و اجرای مالیات است. دوم اینکه فرار مالیاتی بسیار زیاد است. اما در مجموع ارقام درآمدی (حدود 532 میلیارد تومان) دولت با اخذ مالیات 1401 برآورد کرده است.

از سوی دیگر نرخ مالیات افزایش نخواهد یافت. من به شدت با افزایش نرخ مالیات در شرایطی که اقتصاد ایران در رکود است مخالفم. زیرا افزایش نرخ مالیات می تواند رکود را تشدید کند. بنابراین برای جلوگیری از فرار مالیاتی باید دامنه مالیات را افزایش دهیم. این امر نیز از طریق هماهنگی نظام بانکی، سامانه گمرکی و نظام مالیاتی امکان پذیر است. در آن صورت قطعاً می توانیم مالیات بگیریم و از فرار مالیاتی جلوگیری کنیم.

در حال حاضر، کارکنان عادی در بخش‌های دولتی و خصوصی مالیات بیشتری نسبت به صاحبان مشاغل پرداخت می‌کنند. اگر به لایحه بودجه سال 1401 نگاه کنید، می بینید که صاحبان مشاغل 60 درصد مالیات بخش دولتی و خصوصی را پرداخت می کنند. درآمد صاحبان مشاغل مانند انجمن های صنفی و بازرگانان بسیار زیاد است.

با این حال، امیدوارم این مجلس معافیت های مالیاتی را نیز حذف کند. چون فرقی نمی کند و هرکسی که در این کشور درآمد دارد باید مالیات بدهد، چه بنیاد مستضعفان باشد و چه نهادها و افراد دیگر، فرقی نمی کند. در همان زمان، بسیاری برای فرار مالیاتی مغازه های خیریه راه اندازی کرده اند. علاوه بر این، مالیات شرکتی معادل بودجه 00 1400 است، که به این معنی است که هیچ افزایشی پیش بینی نمی شود.

باید مالیات بر درآمد وجود داشته باشد و می تواند سالم ترین منبع درآمد دولت باشد. بر اساس برنامه های سوم، چهارم، پنجم و ششم در بودجه جاری کشور مالیات اخذ می شود. متاسفانه این اتفاق نیفتاد. ممکن است مالیات منبع اصلی درآمد بودجه دولت فعلی باشد، اما نیاز به اراده واقعی دارد. در حال حاضر سه قوه، قوه قضائیه و مجریه با یکدیگر هماهنگ هستند و این بهترین فرصت برای تحقق این امر است.

در مورد مالیات بر دارایی (مانند ملک و خودرو) امسال مالیات گرفته شد، اما اتفاق خاصی نیفتاد. البته هنوز گزارش عملکرد رسمی منتشر نشده است اما ارقام غیر رسمی نشان می دهد که مالیاتی از سایت اخذ نشده است.

مشکل اصلی اخذ مالیات کجاست؟

برای بهبود ساختار مالیاتی باید از تجربیات کشورهای دیگر استفاده کرد. در اقتصادی مانند ایالات متحده، سیستم مالیاتی آنقدر قوی است که می توان از مرگ جلوگیری کرد، اما مالیات نه. در واقع ساختار جمع آوری مالیات کارآمد است. بنابراین، من فکر می کنم مالیات دهندگان باید به طور دقیق و شفاف مالیات وضع کنند. برای مثال مالیاتی که از جامعه دندانپزشکی گرفته می شود با درآمدی که دریافت می کنند تناسبی ندارد.

در جامعه زرگرها هم همینطور است و پایین نمی آیند. در حال حاضر، متوسط ​​​​کارمند دولتی بیشتر از طلا مالیات می پردازد. این نشان می دهد که سیستم مالیاتی معیوب است و باید اصلاح شود.

البته شکل سنتی مالیات مشکل بزرگی است. به عنوان مثال، یک بار برای پرداخت مالیات به اداره مالیات رفتم، آنها در کمال تعجب درخواست معامله کردند، که سرگرم کننده و حتی خنده دارتر است یعنی باید یک مهمانی برای پرداخت مالیات پیدا کنید. سیستم هنوز بیمار است و دولت باید ابتدا این اصلاحات ساختاری را اجرا کند. اما در مرحله اول از طریق فناوری اطلاعات باید تاریخ آن فرد قطع شود.

در حال حاضر ساختار مالیاتی ما بسیار قدیمی است و می تواند 2 میلیون تومان مالیات را یک شبه از 100 میلیون کاهش دهد. زیرا مالیات شرکت ها بسیار کاهش یافته است. حالا ما نمی خواهیم از کسانی که خانه های نجومی دارند و کسانی که درآمدهای نجومی از ساخت و ساز کسب کرده اند مالیات بگیریم، می خواهیم از اموال مردم مالیات بگیریم.

اما من شخصا به جمع آوری مالیات بر درآمد اعتقاد دارم. اما کاری نباید کرد که مردم ثروت خود را از کشور خارج کنند. در حالی که نظام مالیاتی ما داشتن پول را منفعت منفی می‌داند، اما قطعاً باید از فردی که با فکر، نوآوری و تلاش کسب درآمد کرده است حمایت کنیم و امنیت سرمایه‌گذاری و دارایی‌های او را تضمین کنیم.

به نظر شما افزایش یارانه نقدی در سال 1401 ایده درستی است؟

در مورد یارانه هایی که آقای احمدی نژاد در سال 1389 معرفی کردند، به جای هدفمندی یارانه، پول توزیع شد. من به شدت با این ایده مخالفم، زیرا کمک هزینه هدفمند باید به معنای دقیق کلمه اعمال شود. طبق آمار، در حال حاضر ۷۷ میلیون نفر از جمعیت ۸۳ میلیونی ایران، یعنی بیش از ۹۵ درصد جمعیت ایران، یارانه دریافت می کنند. من به شدت با چنین کمک هایی مخالفم. در واقع یارانه باید فقط به اقشار کم درآمد داده شود و این رقم می تواند بسیار بیشتر باشد.

ما در حال حاضر به افرادی که به آن نیاز ندارند یارانه می دهیم. مثلاً فردی استاد دانشگاه است و ماهیانه 30 میلیون تومان حقوق می گیرد و به او کمک هزینه می دهند. کارمندان ارشد دولت، تجار و بازاریابان نیز یارانه دریافت می کنند. اما آیا واقعاً در ایران به ۷۷ میلیون نفر نیاز داریم؟ آیا کسانی که میلیاردها خانه در شمال شهر دارند یا خارج از ایران زندگی می کنند نیاز به کمک هزینه دارند و باید پرداخت کنند؟

در حال حاضر سیستم پرداخت یارانه بسیار ابتدایی است و به همه اقشار یارانه می دهد. از طریق بانک اطلاعاتی امکان تفکیک افراد غنی و نیازمند و پرداخت یارانه به فقرا وجود دارد.

البته این بدوی بودن سیستم را در جای دیگر هم می توان دید. به عنوان مثال اخیرا گزارشی از صندوق های بازنشستگی منتشر شد که در آن آمده بود این صندوق ها باعث گسترش طلاق شده است. در واقع باید در این موارد قانون اصلاح شود، مثلاً مقرر شود که طلاق گرفته یک سوم مستمری پدر را دریافت کند.

در این موارد تقصیر مردم نیست، زیرا این نظام است که مردم را به دروغگویی سوق می دهد و مرد سوری را طلاق می دهد تا در کنار همسرش 5 و 6 میلیون تومان حقوق بگیرد. بنابراین در چنین شرایطی سیستم اطلاعاتی می تواند به درستی کار کند.

در مورد مسکن شرکت ها نیز همین اتفاق افتاده است. در این زمینه بسیاری از مردم خانه های خود را اجاره می کنند و در واحدهای دولتی زندگی می کنند. اما در کشورهای غربی شدیدترین مجازات برای چنین شخصی اعمال می شود. اما حالا شما به ساختمان های وزارت دفاع در میدان اختیار تهران بروید و ببینید چند درصد آنها خانه ای در تهران به نام خود یا همسر یا فرزندشان دارند.

چگونه به درستی یارانه نقدی بدهیم؟

در حوزه یارانه ها نیز باید به سه دهک درآمدی حدود 26 میلیون یارانه پرداخت شود. از این میزان حدود 13 میلیون نفر در کمیته امداد امام خمینی (ره) مشمول و مشخص هستند. برای 13 میلیون باقیمانده نیز دولت باید اعلامیه ای صادر کند مبنی بر اینکه کسانی که درخواست کمک هزینه کرده اند باید در کمیته امداد ثبت نام کنند تا پرونده آنها بررسی شود.

البته باید بررسی شود که آیا فرد نیازمند است یا خیر. زیرا برخی ارقام محرمانه ارائه شده در برخی جلسات اداری وزارت کار در دولت قبل نشان می دهد که حدود 30 درصد از همان افراد مشمول کمیته امداد نیازی به آن ندارند. یا همین اتفاق در کالیان افتاد.

همچنین در بخشی از این گزارش آمده است که 70 درصد افرادی که دولت به عنوان کارگران ساختمانی پرداخت می کند، کارگر نیستند. برای مثال برخی از آنها سوپرمارکت دارند و خود را کارگر ساختمانی معرفی می کنند زیرا حق بیمه کمتری می پردازند. این نشان می دهد که سیستم ایجاد نشده است. البته با بانک های اطلاعاتی ملی و شفاف می توان از این مفاسد جلوگیری کرد.


تمامی اخبار به صورت تصادفی و رندومایز شده پس از بازنویسی رباتیک در این سایت منتشر شده و هیچ مسئولتی در قبال صحت آنها نداریم