fastescobanner

این هیولا را در اقتصاد نکشید!

[ad_1]

سید غلام حسین حسن تاش از مدیران سابق نفتی کشور در روزنامه شرق نوشت:

گفته می شود دولت در نظر دارد با کارت ملی به هر شهروند ایرانی سهمیه ماهیانه 15 لیتر بنزین بدهد تا کسانی که به بنزین نیاز ندارند یا کمتر نیاز دارند سهمیه خود را بگیرند. در قیمت.

15 لیتر بنزین در ماه برای هر کارت ملی برای هر شهروند نیم لیتر در روز است. با فرض جمعیت 85 میلیونی، این رقم 42.5 میلیون لیتر در روز خواهد بود، اما من فکر می کنم میانگین مصرف بنزین اکنون بیش از 90 میلیون لیتر در روز است. با فرض اینکه این کار به روشی بسیار اشتباه انجام شود، کسانی که به بنزین نیاز ندارند احتمالاً می خواهند بنزین خود را به لیتر بفروشند. لیتری 10 هزار یا 15 هزار تومان یا بیشتر، در واقع خود مردم بنزین گران می شوند. دولت نیمی از نیاز روزانه کشور را اختصاص داده است و شاید بخواهد بقیه را به بالاترین قیمت بازار بفروشد. آن وقت همان کسی که می خواهد برای بنزین اضافی چیزی بگیرد (به استثنای دلال ها و واسطه ها) باید چندین برابر بیشتر برای تورم هزینه کند. به نظر من اینها ترفندهایی است که می خواهند مردم را بزنند و معلوم نیست این نقشه ها که در هیچ جای دنیا سابقه ندارد از کجا می آید.

می توان ادعا کرد که دولت می خواهد تقاضا و مصرف را به 42.5 میلیون لیتر کاهش دهد که کمتر از نیمی از تقاضای فعلی است و بقیه خواهان صادرات محصولات داخلی هستند، اما اقتصاددانان می دانند و بررسی ها نشان داده است که حامل های انرژی و بنزین یکی از این موارد است. بنابراین اگر قرار باشد تقاضا برای بنزین به نصف برسد، قیمت آن باید بیش از 10 برابر شود و صادرات آن سودی نخواهد داشت.

به خصوص در شرایط فعلی و با وجود محدودیت ها، صادرات با قیمت مناسب امکان پذیر نیست. علاوه بر این، در ساختار تورمی اقتصاد ایران، سطوح طبیعی قیمت‌ها در فواصل زمانی کوتاه افزایش می‌یابد و تقاضا باز می‌گردد و تجربه افزایش قیمت‌های قبلی نیز مؤید این واقعیت است.

این طرح مبتنی بر مطالعه دقیق نیست. در گذشته چنین مطالعاتی سهم هر مصرف کننده بنزین را در مصرف مشخص می کرد. چقدر استفاده کاملا خصوصی و شخصی است؟ فایده ون و باربری چیست؟ هزینه تاکسی، اتوبوس، کرایه، اسنپ و در واقع حمل و نقل عمومی چقدر است؟ با ارائه چنین جدولی مشخص می شود که واقعاً کسی نیست که از یارانه بنزین (به تعریف آقایان) بهره نبرد.

این طرح باعث افزایش قیمت بنزین می شود و تجربه نشان داده است که افزایش قیمت بنزین اثر تورم دارد و برای نشان دادن تاثیر این طرح بر تورم نیاز به مطالعه جامع است. تجربه نشان داده است که آثار تورمی این گونه طرح ها چندین برابر آثار توزیعی آن و در نهایت به ضرر گروه های مدعی حمایت از آن است.

اگر عدالت اجتماعی واقعاً هدف است، می توان آن را از طریق سیاست های معاف از مالیات و بدون ایجاد هرج و مرج و بی ثباتی در اقتصاد اجرا کرد.

این طرح بر اساس تفسیر مناسب از شرایط مالی از جمله یارانه نیست. اینکه اقتصاد را در آستانه تورم نگه داریم و نرخ ارز را بالا ببریم و سپس قیمت فوب بنزین در خلیج فارس را با نرخ جهشی دلار به ریال محاسبه کنیم و تفاوت قیمت های داخلی را به عنوان یارانه نام ببریم. و یارانه پنهان و امثال اینها و بعد به بهانه اینکه بیش از 30 سال است که تکرار می شود، می خواهیم قیمت را بالا ببریم و این یارانه ادعایی را برداریم یا به ذهن خودمان ترتیب دهیم، مبنای درستی ندارد و … بی ثباتی اقتصادی دور و رکود-تورم و هیچ اتفاقی نیفتاده جز غرق شدن اقتصاد در گرداب باتلاقی، در نتیجه مردم رانت خوار و غیرمولد قوی تر و مولدها ضعیف تر و ضعیف تر می شوند.

اگر قرار است قیمت بنزین بر اساس قیمت های بین المللی تعیین شود، پس چرا قیمت سایر موارد مانند دستمزد و قیمت خودرو بر این اساس تعیین نشود؟ آیا تطبیق درآمد مردم با نرخ‌های بین‌المللی بدون تطابق با این نرخ‌های درآمد دلیلی برای مهاجرت به‌ویژه برای نخبگان و کارآمدها نخواهد بود؟

انجام چنین اشتباهی به درستی و ایمن تقریبا غیرممکن به نظر می رسد. چگونه این سهمیه بنزین را تعویض کنیم؟ هزینه ایجاد یک سیستم تبادل شفاف برای جلوگیری از فساد و رشوه چقدر است؟ واقعا تفاوت این اقدام با طرح فاجعه بار یارانه نقدی احمدی نژاد چیست؟ پیچیده تر و مخرب تر نیست؟

آیا تأثیر این اقدام و قیمت آن بر تقاضای برخی از سوخت‌های جایگزین مانند گازوئیل، سیانور و یونجه یا تأثیر آن بر تورم و تولید ناخالص داخلی را بررسی کرده‌ایم یا قرار است آزمون و خطا را طی کنیم؟ معمول؟ این مجاز نیست.

از اقدامات انجام شده برای تبدیل شدن نظام اقتصادی ایران به یک هیولای وحشتناک اطلاع چندانی در دست نیست، همانطور که مکانیسم های به اصطلاح شفافیت و اصلاح یارانه ها، سازوکارهای اقتصادی و بودجه ای دولت احمدی نژاد در سال های 89 و 90 هنوز وجود دارد. مبهم و پیچیده، و نه فقط یارانه ها شفاف، اقتصاد و سیستم بودجه را مبهم تر می کند.

شاید مثال یک ماشین هیولا این باشد که دستگاه فیزیکی تصویر را روشن می کند، فرض کنید پمپ آب ماشین خراب شده و در نتیجه ماشین بیش از حد گرم می شود و می جوشد و در عوض مکانیک ماهر، با استعداد! بهتر است به جای تعمیر پمپ آب، یک شاسی در جلوی خودرو طراحی کنید و چند کولر برای خنک کردن موتور نصب کنید. تا پایان. تصور کنید یک هیولای زشت ایجاد می شود و در نهایت یا اصلا حرکت نمی کند یا با سرعت یک لاک پشت حرکت نمی کند و باید مرحله به مرحله تعمیر شود. کارهای زیادی در علم اقتصاد انجام شده و می توان انجام داد که افتضاح آن را فقط اقتصاددانان ملموس بشریت احساس می کنند.

امیدوارم تصمیم گیرندگان از تجربیات گذشته درس بگیرند و اقتصاد کشور را در بحران بیشتر قرار ندهند.

[ad_2]

Charlie Owens

تحلیلگر هاردکور طرفدار عمومی فرهنگ پاپ. خالق مادام العمر تنظیم کننده. اهل سفر. متخصص وب متعهد

تماس با ما