داستان شبنم علیه هاشمی



غلامعلی رجعی مشاور سابق هاشمی رفسنجانی در سالگرد درگذشت رئیس سابق مجمع تشخیص مصلحت نظام گفت که احمدی نژاد که زمانی از حامیان هاشمی بود، ناگهان علیه وی روی آورد. والی بود و بعد استاندار شد. از وزیر کشور پرسیدم چطور او را به عنوان استاندار ایده آل معرفی کردید؟ گفت من یک نفر را به عنوان استاندار نمونه معرفی نکرده ام، چند نفر را معرفی کرده ام. اما از آنجایی که اردبیل استانی تازه تاسیس است و در راه اندازی این استان فعال است، وی را به عنوان استاندار نمونه معرفی کردیم. احمدی نژاد همچنین رئیس ستاد انتخاباتی آقای هاشمی در تهران بود. سخنان و تصاویر او ضبط شده است. در ابتدا همدلی، حمایت و ارتباط داشت. اکنون، پس، مسائلی وجود دارد که می توان به آنها پرداخت. آقای هاشمی احمدی نژاد را در کنار خود ندید.

احمدی نژاد سعی کرد خود را در یک معادله دو قطبی با آقای هاشمی نشان دهد. در آن زمان از اطرافیانم شنیدم که آقای هاشمی نامه شب تحویل داده و جمعی از افراد خوش پوش و بدحجاب با آداب هاشمی به خیابان ها آمده اند. آنها را گرفتند و به این نتیجه رسیدند که آنها به جایی متصل هستند. این حادثه منجر به مصادره شد. سیدی را آورد و در آخرین سخنرانی تلویزیونی به هاشمی گفت که این یکی از مواردی است که علیه من پخش می شود. و هر چقدر از پشت دوربین به او اشاره کردیم که به سیدی علامت بدهد، توجهی نکرد. وی گفت: می توانید از این لوح فشرده برای جمع آوری آرا و برخورد با جریان های دیگر استفاده کنید. با این حال، او اذعان داشت که تعداد آنها برای شکست دولت احمدی نژاد کافی نیست. که در معامله نیز نشان داده شد.

او معتقد بود که اصل قضیه مشائی نیست که می گویند در دهان اوست، برعکس. مشایی تابع احمدی نژاد است. آقای هاشمی احمدی نژاد را مثال می زند. چه کسی مسئول کشور است؟ گفته می شود، 20 تا 25 درصد آنچه می گویند محقق شده است. خب، دولت دیگر این را نمی خواهد! مثلاً در روستای بهرامان ما مردی به نام آواس مهدی بود که کارش تعمیر دوچرخه بود. یک روز موتور عبوری خراب شد و نتوانست برود. به او گفتند که آواس مهدی در حال تعمیر دوچرخه است. یاس مهدی آمد در موتور را باز کرد و دلش را روی زمین پهن کرد و گفت: خیلی خوب کارم را کردم. گفتند خوب است. او نگفت، اکنون می توانم خیلی کارها را انجام دهم.

الان احمدی نژاد هم همینطور. به قول آقای جهانگیری کشور را به پرتگاه برد و در جایی به ما گفت کشور را از پرتگاه به پایین نیندازیم! چون احمدی نژاد به برخی کشورها سفر کرد و هیچکس از او استقبال نکرد. رفته بود ملت، ساعتها هیچکس نیامد.

راجعی در ادامه گفت: سال 94 یا 95 به کرمانشاه رفتیم و گروهی بودند. 10، 12 نفر قیام کردند و مرگ آمریکا را خواندند که ربطی به جلسه ای که هاشمی درباره شهید اشرفیه اصفهانی تحلیل می کرد، نداشت. من هم بلند شدم و شمردم که چند هزار نفر هستند. شاید 13 نفر. آقای هاشمی مکث کرد، تا این شعارها تمام شد، خواست ادامه دهد، دوباره داد زد. هاشم خیلی قشنگ صحبت کرد چرا تکرار میکنی؟ بعد از ذکر بنشینید. البته مردم کرمانشاه به شعار مرگ بر منافقین پاسخ دادند اما با اعلامیه های خود مردم را خفه کردند.

آقای هاشمی ساکت نشست و خود را کنترل کرد و هیچ اتفاقی نیفتاد و بالاخره بحث تمام شد. آقای هاشمی گفت ویروس است. تروریست ها، صرف نظر از هر فرد، در هر دو طرف هستند. سالروز تولد پیر فرزانه ای است که به دست منافقین به شهادت رسید و دلش برای شخصی مثل هاشمی که آمده بود از عظمت این مرد صحبت کند.

منبع: شرق


تمامی اخبار به صورت تصادفی و رندومایز شده پس از بازنویسی رباتیک در این سایت منتشر شده و هیچ مسئولتی در قبال صحت آنها نداریم