دولت مخفی مصر


در رفتن رابرت اسپرینگبورگ، محقق مؤسسه امور بین الملل در ایتالیا و سایمون فریزر، استاد محترم دانشگاه کانادا. او مدیر سابق برنامه خاورمیانه برای مرکز روابط مدنی – نظامی در مدرسه مطالعات شرقی و آفریقایی لندن است. او همچنین مدیر مرکز تحقیقات آمریکا در مصر بود. آخرین کتاب ها و مقالات در مورد مصر و خاورمیانه و اقتصاد سیاسی خاورمیانه و شمال آفریقا (منتشر شده در سال 9 پس از میلاد) نشان می دهد که هر دو از طریق انتشارات سیاسی منتشر شده اند.

او به عنوان مشاور در زمینه حکومت داری و حکمرانی خاورمیانه برای نهادهای کلیدی مانند آژانس توسعه بین المللی ایالات متحده (USAID)، وزارت خارجه ایالات متحده، آژانس های مختلف دولتی بریتانیا و برنامه توسعه سازمان ملل متحد خدمت کرده است. او همچنین مشاور سازمان های اطلاعاتی مختلف در آمریکا بوده و به عنوان شاهد کارشناس در دادگاه های بریتانیا و استرالیا حضور داشته است. عنوان کتاب «جهانی شدن و سیاست گسترش در خاورمیانه» نوشته رابرت اسپرینگبرگ و ترجمه احمد متقی است.


طبق گزارشات فرارو از خاورمیانه نقل قول می کند. اما ناامیدی در مصر افزایش یافت و ارتش توانست بیش از پیش نقش خود را به عنوان نگهبان ملت و ستون فقرات نظام سیاسی و اجتماعی مصر تقویت کند.

جولای هفتادمین سالگرد حکومت نظامی در مصر است. در یک بازه زمانی یک تا سه ساله بین سالهای تصدی رئیس جمهور محمد مرسی، ارتش در حال توطئه برای سرنگونی او بود و افسران از نهاد قدرت مطلق و بی کفایتی خود استفاده کردند و در نتیجه رکورد جهانی قدرت را به ثبت رساندند. یک دیکتاتوری نظامی

این طول عمر یک موضوع سیاسی نیست که تحلیلگران سابق یزید از آن با عنوان “افسران جمهوریخواه” یاد کرده اند. در واقع، گسترش اقتصادی، سیاسی و اجتماعی مصر، چه در سطح منطقه و چه در سطح جهانی، یک دوره طولانی مبارزه بوده است. مصر که یکی از توسعه یافته ترین کشورهای عربی در جهان است، توانست قدرت قدرتمند و نرم خود را در منطقه و جهان به نمایش بگذارد.

مصر اکنون تنها کشوری است که می تواند به رویدادهای کشورهای همسایه از جمله لبنان، سوریه، سودان و لیبی پاسخ دهد، در حالی که رویدادهای قبلی در این کشورها بدون چالش شکل گرفته و نقشه برداری شده است.

منابع انسانی مصر که در هزاره دوم و سوم پیش از میلاد بزرگترین و پیچیده ترین در جهان عرب محسوب می شود، از آن زمان تاکنون نسبتاً بی نهایت بوده است.

اقدام با مقامات ناکارآمد جمهوری خواه این سوال را مطرح می کند که چرا آنها همچنان مصر را اداره می کنند؟ اشراف بی کفایت در اسپانیا، یونان، آرژانتین، برزیل، شیلی، نیجریه، کره جنوبی، تایوان و سایر نقاط جهان قدرت خود را از دست دادند.

حتی شکست‌های نظامی، مشابه شکست قیام‌های مردمی علیه دولت یونان و ژنرال‌های آرژانتینی، «جمال عبدالناصر» یا «انور سادات» را از قدرت در مصر برکنار نکرد. توجیه نظامی حکومت نظامی که ریشه در استعمار ستیزی و ملی گرایی (عربی) دارد مدت هاست ادامه داشته است و تشخیص این واقعیت که ارتش مصر قدرت اولیه خود را حفظ کرده است دشوار است.

اکنون ارتش مصر بدون در نظر گرفتن قدرت خود، حق ندارد ادعا کند که این اتحاد ملت است. حتی اگر ادعای اصلی حفاظت از کشور در برابر کیان باشد و این استدلال که “من فقط قادر به طوفان کردن حوادث هستم” با عدم جذابیت حکومت نظامی به عنوان یک محرک ایدئولوژیک پیش از موعظه ارتش از آن کشور توجیه می شود.

در غیاب عوامل مشروع مثبت، سرکوب منفی منفی برای دزدی یک حکومت نظامی طولانی مدت پنج ساله خواهد بود. یقیناً سرکوب از زمانی که ناصر برای اولین بار به کار گرفته شد، از بین رفته است.

از منظر سازمانی، سرکوب از آن زمان تاکنون تغییر چندانی نکرده است، اگرچه سابقه کنونی، حتی بر اساس پشیمانی مصر، شکنجه سیاسی، اعدام، سانسور و سرکوب زندانیان را ثبت کرده است. با این حال، این واقعیت که سرکوب دیکتاتوری های نظامی ضروری تلقی می شود برای توضیح دیکتاتوری طولانی مدت نظامی در مصر کافی نیست.

دیگر مقامات عرب که «رئیس جمهور مادام عمر» بودند، از جمله «علی عبدالله صالح» در یمن و «معمر قذافی» در لیبی، پس از سرنگونی ناصر، رئیس‌جمهور نظامی روسیه مصر، دست‌کم انگشت شمار بودند.

در همان زمان، هزاران نفر از مخالفان آنها، از جمله کسانی که در مقابل آنها بودند، نیز در آب های اقیانوس اطلس ژنرال های آرژانتینی کشته شدند.

همانطور که این موارد و نمونه های بی شمار دیگر اشاره می کنند، سرکوب یک حکومت نظامی مقاومت ناپذیر است. با این حال، از آنجایی که بسیاری از موارد دیکتاتوری نظامی با سرکوب مشخص می شوند، سرکوب همیشه برای تضمین بقای حکومت نظامی کافی نیست.

در حالی که دستگاه سرکوبگر مصر به تنهایی عمل می کند، این واقعیت که میلیون ها مصری آنقدر شجاع بودند که بین هزاره دوم و سوم قبل از میلاد در خیابان ها ایستادند، نشان می دهد که این قلعه غیر قابل نفوذ نیست و افسران و حاکمان می توانند تا حد امکان از آن دوری کنند. زندگی می کنند و پناه می برند.

عنصر ویژه در موفقیت سیاسی موفق ارتش مصر توسط زینب ابوالمقد به عنوان یک تحلیلگر شناسایی شده است. جمهوری نظامی روسیه مصر از پیشینیان خود تقلید نکرده است. هر یک از این ایدئولوژی ها خود مختاری حکومت را به موقع توجیه می کنند، همان گونه که هر یک به اصلاح نظام اقتصادی پرداخته اند تا آن را همانند نهادها و نهادهای سیاسی اجرا کنند.

رئیس جمهور روسیه در یک کودتا راهبردی را برای مقابله با کودتا با نهادهای امنیتی و امنیتی تنظیم کرد.

مصر

دولت نظامی ناصر سوسیالیسم، صنعتی شدن و سیاست امپریالیسم را همراه با تعهد قوی به اتحاد جماهیر شوروی و درخواست ناسیونالیسم عربی معرفی کرد. پایگاه سیاسی بر اتحادیه عرب سوسیالیست متمرکز بود، اتحادیه هایی که ساختار آنها با حزب کمونیست یوگسلاوی همسو بود.

سادات بخش اعظم روابط ایدئولوژیک، سیاسی، اقتصادی و خارجی عصر ناصر را به حاشیه برد و با پذیرش نئولیبرالیسم، اتحاد مصر با آمریکا و نظام سیاسی به ظاهر چند حزبی را در اولویت قرار داد. برای جلوگیری از کودتاهای احتمالی و تغییر فرماندهی عالی دائمی ارتش، ممکن است برخی از اعضای آن که از نظر سیاسی پیشرفته تلقی می شدند، کنار گذاشته شوند.

حسنی مبارک، لفاظی ناصر و سادات را در هم آمیخت و به شکلی کل نگر، بین دو دیدگاه این دو پارادایم، از نظر اقتصادی و سیاست خارجی و ترتیبات سیاسی داخلی، ترکیب کرد. وی همچنین کنترل را به جنرال محمد حسین طنطاوی، وزیر دفاع و دفاع سپرد. در این مدت سود اقتصادی سهم سالانه نصیب مصر شد.

تا سال 6 پس از میلاد، رژیم نظامی مصر همچنان به عنوان رژیمی که در کودتای دولتی مستقر شده بود، قابل تشخیص بود. این وضعیت به وزن نهاد و ادغام نیروهای نظامی و امنیتی در مصر بر خلاف شرایط کشورهای همسایه بستگی داشت. در عراق، یمن و لیبی، فرزندان رئیس جمهور روسیه به عنوان جانشین پدران خود آموزش می بینند، در حالی که پسران رئیس جمهور مصر معاف هستند.

خدمات ملکی و خدمات دولتی در مصر به عنوان مدیران اصلی دولت و اقتصاد و پایه های سیاسی، ستون اصلی انتخابات باقی مانده است. روابط خارجی کلیدی از اتحاد جماهیر شوروی به ایالات متحده منتقل شد، در حالی که ماهیت، مشتری و وابستگی یک قدرت خارجی حفظ شد.

در این میان، سیسی یک قربانی بوده است. بعبارت دقیقتر است و قالبی که به ارث رسیده نیز شکسته است. چیزی به نام الفبا وجود ندارد. در مقابل، «محمد بن زاید» شیخ خلیج فارس در دوران حکومت خود تحت تأثیر سیسی قرار گرفته است و این نفوذ قابل تشخیص است.

خانواده و قبیله ساختارهای سیاسی دولت سیسی را تشکیل می دهند و در این بین به عنوان همکار عمل می کنند. اعضای قبایل وابسته به سیستم های دولتی و اقتصادی ابوظبی و امارات متحده عربی مانند افسران در جمهوری سیسی عمل می کنند. در هر مورد، با وجود موانعی که به سختی می‌توانیم تصور کنیم، آن را تصرف کرده‌اند.»

این کودکان برای کارهای قدرتی حیاتی هستند و احتمالا یکی از این قدرت ها را به ارث خواهند برد. آنها نقش ضد کودتا را برای پدرسالاری ایفا می کنند و سیستم های نظارتی را که هر دو حاکم در زمان ایجاد کشورهای مربوطه در ارگان های خدماتی مربوطه ایجاد می کنند، تقویت می کنند.

این دو حاکم موسساتی را برای آموزش نخبگان و کانال های استخدام مرتبط ایجاد کرده اند تا کادرهای وفادار و مؤسسات فنی شایسته برای مدیریت کارمندان از طریق دولت، اقتصاد و سیاست در مصر جذب کنند. هر دو به طرز چشمگیری شبیه به شباهت های بین آنچه در چین برای جذب و آماده سازی کادرهای حزب کمونیست انجام شده است.

فلسفه اقتصادی سیسی شبیه به مدینه القوی شیخ خلیج فارس است. پروژه های بزرگ فرصت های سودآوری را برای اعضای تشکیلات قبیله ای-نظامی فراهم می کند و در عین حال رهبران سیاسی را گرامی می دارد. با توجه به اینکه در امکانات مالی این پروژه ها تفاوت وجود دارد.

مصر

در امارات و سایر کشورهای حوزه خلیج فارس، بودجه از دلارهای نفتی تامین می شود، در حالی که در مصر بودجه عمدتا از طریق استقراض دلار و منابع مالی تامین می شود. این مدل تحریف شده توسعه در خلیج فارس در حال وقوع است و فضای کمی در مصر برای عملکرد جامعه مدنی و احزاب سیاسی یا پارلمان باقی می گذارد. در واقع، سیسی به همه آن نهادها نگاه تحقیر آمیز دارد.

سیسی در زمینه مدیریت دولتی، اقتصادی و سیاسی به شدت به نهادهای امنیتی و اطلاعاتی نظامی متکی است که خود عامل عدم کنترل منابع غیرنظامی است. صندوق خزانه داری مصر و سایر مؤسسات مالی مانند مؤسسه ای که در خلیج فارس واقع شده است، مستقیماً تابع مقام حاکم است و نه هیچ نهاد خاص، مجلس یا نهاد عمومی دیگری.

سیسی، مانند اسلاف خود، مجبور به پرورش حوزه های سیاسی نیست. طبقه متوسط ​​بوروکراسی به سیستم خدمات دولتی چسبیده است در حالی که در حال کوچک شدن است. کارگران از طریق اتحادیه های کارگری آزاد شده اند.

از سرمایه گذاران خواسته می شود تا با کمک مصنوعات، کیک های کوچکی را تهیه کنند که می تواند برای رقابت با سایر کشاورزان و کشاورزان از طریق کمک خدمات کشاورزی دولت فقیر استفاده شود. افراد ثروتمند از این بخش حمایت می کنند.

سیسی مردم مصر را به حرکت در می آورد و برای خود وفاداری و اتحاد قبایل ایجاد می کند، همانطور که اکثر حاکمان خلیج فارس دیده اند. این سؤال که آیا همه افراد قبیله سیسی، یعنی ارتش و اشراف، وفاداری شهروندان را حفظ می کنند و در عین حال قرارداد اجتماعی را که قبلاً بر اساس آن بود، تضعیف می کنند، این سؤال کلیدی را در مورد نفر بعدی سیسی و مصری ایجاد می کند. ارتش.

دو راه ممکن وجود دارد که یا می توان سیسی را با خود ارتش جایگزین کرد یا حتی او و ارتش را سرنگون کرد. در سناریوی اول، تجربه مشابهی برای حسنی مبارک ارائه شده است. این می تواند مقدمه ای برای یک کودتا و بالاتر از همه تحت رهبری فرماندهی معظم کل قوا باشد، همان چیزی که در سال 9 پس از میلاد اتفاق افتاد.

از سوی دیگر، می تواند منجر به کودتا توسط جناح های ناراضی در داخل ارتش شود که هم از رئیس جمهور و هم از فرمانده ارشد نظامی ناراضی است. به همین ترتیب، این احتمال وجود دارد که مقامات عالی رتبه از رده های پایین نظام مالی برای اقدام علیه مقامات عالی رتبه ناراضی باشند.

این دو نمایش در ارتش می تواند با توجه و اقدام قابل توجه در مورد یک یا چند چالش نظامی که ممکن است در سرزمین های همسایه مانند لیبی، سودان یا اتیوپی همراه با خشونت ایجاد شود، همراه باشد. در بین این دو نوع جگزین، کودتا علیه سیسی غیرممکن تلقی می شد.

نفوذ و کنترل سیسی بر افسرانی که در خدمت نیستند و در استفاده از اطلاعات و استفاده از فرزندان و همکارانشان به عنوان سرپرست سابق فراتر از حمایت افسران بوده و به عنوان موضوعی نگران کننده افسران از دوره مبارک فراتر رفته اند. . فرماندهی ارشد نظامی احتمالاً به سیسی وفادار خواهد ماند در حالی که افسران جوان ممکن است وفادار باشند. تصور گذار از قدرت به قدرت دشوار است. وقایع سال نهم تکرار نمی شود بلکه به عنوان یک تراژدی است.

در عین حال رژیم سیزیفی که در سال 9 پس از میلاد به آتش کشیده شد، مخالفتی با آتش ندارد. و این امکان وجود دارد که سازماندهی مجدد اسلامگرایان در آینده قابل پیش بینی نتواند این کار را انجام دهد.

یکی از تغییرات در این سناریو مداخله یک بازیگر خارجی برای بی ثبات کردن رژیم سیزیف است. در نهایت، این تغییر بسیار دور از ذهن است زیرا سیسی تصمیم می گیرد یک کشور جانشین غیرنظامی را خارج کند. همه چیز در مورد او و نحوه حکومت او با این واقعیت مشخص می شود که این تصویر منتظر زانو است و منتظر جایی نیست.

به طور کلی، سناریو بعید است که حکومت نظامی در مصر ادامه یابد، زیرا افول نسبی این کشور برای مدت طولانی ادامه خواهد داشت. در واقع، بهترین و ناامیدکننده ترین شرایط هر چه باشد، ارتش می تواند نقش خود را به عنوان ستون فقرات ملت و حافظ ملت توجیه کند.

احتمالاً عاملی است که نشان می دهد چرا آنها اینقدر ضعیف عمل می کنند. اگر توسعه ارتش با موفقیت کشور را تا آنجا که به نیمکره جنوبی مربوط می شود هدایت کند، این امکان وجود داشت که نیروهای آن به اندازه کافی قوی و به اندازه کافی متعهد باشند که قدرت را به دست گیرند و آن را منتقل کنند.

منبع: خاورمیانه


تمامی اخبار به صورت تصادفی و رندومایز شده پس از بازنویسی رباتیک در این سایت منتشر شده و هیچ مسئولتی در قبال صحت آنها نداریم