سنت مادر کش از جنایت هولناک اهواز



شوک نکشتن زن 7 ساله در اهواز منجر به ناپدید شدن همسرش و انتشار تصاویر دلخراش او در شبکه های اجتماعی شده است. حالا با گذشت چند روز از این جنایت، مادر قاتل برای اولین بار در حال بازیابی ناگفته های زندگی پسر و عروس است. وی تاکید کرد که پسرش به خاطر مردم این جنایت را انجام داده است.

به گزارش همشهری، این روزها همه صحبت از جنایتی است که چند روز پیش در اهواز رخ داد و این اتفاق افکار عمومی را به شدت متاثر کرده است. تصادفات مصادف با جوانی به نام سجاد همسار 2 ساله به نام مونا که روز شنبه 11 بهمن ماه همه آنها را به نام غزال به شهادت رساند.

این قتل تنها جنایت نبود. این فیلم با انتشار فیلم توسط قاتل در شبکه های اجتماعی، علاوه بر سرگرمی، سرگرمی هم دارد. اگرچه پلیس اعلام کرد که چند ساعت پس از جنایت، قاتل و برادرش دستگیر و دستگیر شدند، اما همچنان بر اساس این ادعا که خانواده مقتول شکایتی ندارند، مجازات سنگین برای یک مجرم به امری عادی تبدیل خواهد شد. تا جایی که مردم و کارگران در شبکه های اجتماعی از قوه قضائیه متهم به مجازات فساد (اعدام) شدند.

اما در چند روز گذشته مادر سجاد از زندگی پسر و همسرش و انگیزه قتل سجاد گفت. او می گوید: غزل حدود 3 ماه پیش از خانه آزاد شد. مثل همیشه داشتن یک خانواده یا دوست. اما آن روز به خانه برگشت. مراقبانی که ما از خانواده ردیابی کرده ایم. نفرت هم وجود داشت. با دوستان، آشنایان و هرکسی که فکر می کرد ممکن است متن ترانه به آنجا رفته باشد، گفتیم، اما خبری نبود. حدود یک هفته بعد به دوستانش اطلاع داد که در ترکیه است.

تمام اطلاعاتی که از غزل فهمیدم از طریق دوستی بود و هر بار که این خبر را می شنیدم پسرم می میرد و او زنده بود. من سعی کردم بفهمم، اما کسی متوجه این موضوع نشد، اما از آنجایی که متن ترانه از دست رفته است، اطرافیان بیشتر کنجکاو می شوند که عروس از کجای خانواده است و چرا از آن بی خبر است. مادر قاتل مدعی است که ازدواج پسر و غزل اجباری نبوده است. «ما چیزی را از دست ندادیم. من یک شب با پسرم ازدواج کردم.

خانه ما بزرگ است، بالای خانه یک واحد می سازیم. یکی برای سجده و دیگری برای یک پسر.» این زن که باور نمی کند عروس پسرش را به قتل رسانده است همچنان تحت تعقیب است.

انگیزه هایی که باعث شد سجاد تصمیم به کشتن غزل بگیرد، این بود: «گفتگوی غزلی ها با او دوست شد و او شخصاً از طریق اینستاگرام متوجه شد که این فرد سوری است». آن مرد بیشتر به غزل علاقه مند شد و خود را با آن همراهی کرد تا اینکه غزلی که درباره آن مرد بود جان خود را از دست داد. دوستان ما تمام جزئیات را بررسی می کنند.

پسرک هر روز بیشتر کنترل خود را از دست می دهد و نمی تواند اعصاب خود را کنترل کند. مخصوصاً وقتی بازار بود و اطرافش غرور و مردانگی چپ و راست را تحریک می کرد. در محله و خیابان مستقیم و غیرمستقیم ما را مسخره می کردند و این موضوع را مطرح می کردند. همسایه‌ها کاملاً از شرایط به وجود آمده آگاه هستند، اما در عوض احساس اطمینان را برمی‌انگیزند.»

غزال نزدیک به 3 ماه است که در ترکیه زندگی می کند. ظاهراً مرد قرمز او را فریب داده بود و تمام طلا و نقره از او دزدیده شده بود.

در پایان روز، پدر به میدان جنگ رفت و برگشت. مادر سجاد (قاتل) می گوید: خود غزال ظاهراً پشیمان شده بود و آخرین بار به پدرش گفت که باید به ایران برگرد و پس از آن پدرش غزل و شهرام عازم ترکیه شدند و بعدازظهر جمعه به اهواز بازگشتند.

و درباره احوال سجاد پس از بازگشت نزد همسرش اهواز می گوید: پسر غزل را تهدید به کشتن کرد. پدرم هم به همین دلیل غزل را پنهان می کرد چون من از تهدید به سجده می ترسیدم. وقتی شوهر غزل نمی کرد، خشم و تهدید به سجده بیشتر می شد. در همان روز، شنبه، برادران گرد هم آمدند تا بفهمند و موافقت کردند.

این زن به طرز عجیبی ادامه داد که چرا پسرش جسد او را در خیابان و خیابان رها کرده است. سرش را برمیگرداند که مثلا بگوید من انسان نیستم. حالا که غزل کشته شده، سجاد دستگیر شده و من او را دوست دارم.


تمامی اخبار به صورت تصادفی و رندومایز شده پس از بازنویسی رباتیک در این سایت منتشر شده و هیچ مسئولتی در قبال صحت آنها نداریم