چرا پلیس تیراندازی نکرد؟



عباس عبدی در این خصوص چرا سروان علی اکبر رنجبر با وجود داشتن سلاح در دست به مهاجم مسلح در مسیر اعتماد حمله نکرد؟ شهادت سروان علی اکبر رنجبر از بسیاری جهات تاسف بار بود و به همین دلیل مورد توبیخ قرار گرفت. دلیل اصلی هم فیلمی بود که از تصادف گرفته شد و مردم توضیح دادند که پلیس مسلح است اما تیراندازی نمی کند و با این جنایتکار روبرو هستند و به خوبی از این موضوع آگاه هستند. به هر حال این پدیده و راه حل آن باید بررسی شود.

اولاً پدیده شمشیر و قمه است که سالهاست برجسته بوده و متأسفانه هیچ کجا در مورد ریشه ها به آن توجهی نکرده اند و فکر کرده اند که با دستگیری، زندان و اعدام برخی افراد. مشکل حل می شود در حالی که این موضوع ریشه در تحصیلات، شغل و وضعیت اقتصادی دارد، اما هنوز توجهی نمی شود که این ساختار شغلی (وجود مشاغل مستقل بدون دستمزد و حقوق) و نبود امنیت و وضعیت بد اقتصادی باعث خواهد شد. این معضل را تشدید می کند و تلفن همراه نمونه خاصی از آن است.

چرا پلیس بی نظم از سلاح استفاده می کند؟ اجازه دهید ابتدا جایگاه خود را در رابطه با جایگاه پلیس روشن کنم. 5 سال پیش در پاسخ به این سوال که اگر گزینه های بودجه ای دارید کدام یک از لوازم زیر را ترجیح می دهید؟ گفتم همزمان با پلیس و قوه قضائیه استقلال قوه قضائیه را فراهم کرد. هر یک از این دو نهاد (به شرط موارد فوق) بیشترین سود را برای جامعه دارند. ما یک دادگاه مستقل به عنوان تنها افسر پلیس در حاشیه می خواهیم که قوی، آموزش دیده و دارای حقوق کافی باشد، حتی از وظیفه سربازی و دیدن چهره پلیس در سطح شهر استفاده نکند.

اما مشکل اینجاست که پلیس باید حافظ امنیت مردم باشد در حالی که پلیس در مبارزه با موضوع طنز و حجاب و در مقایسه با هر قشر معمولی کهنه شده و اقتدار خود را ضعیف کرده است.

دو دلیل دیگر برای محدود شدن قدرت پلیس در استفاده از سلاح وجود دارد. این پلیس محافظه کار که مجبور به حضور در فیلم می شود دارای معلولیت های زیادی است. اولین مشکل قانونی و محدود کننده در استفاده از سلاح است. دومین و مهمترین مشکل در قانون قصاص است که می خواهم توضیح دهم. ثالثاً، استهلاک پلیس که باعث از بین رفتن اعتماد عمومی شده است را نباید ساده گرفت.

مشکل اول باید مورد توجه کارشناسان حقوقی باشد اما مشکل دوم جدی است. دوازده مورد ذکر شده است، اما ظاهراً نمی خواهند به آنها پرداخته شود. در قانون جزایی ایران چهار نوع قتل وجود دارد. دفاع مشروع، قتل عمد، قتل عمد و قتل عمد. اثبات دفاع مشروع بسیار سخت است و به ندرت امکان اثبات قتل وجود دارد. جنایات بسیار کوچک هستند و موضوع بحث نیستند، بنابراین قتل به دو دسته تقسیم می شود: قتل عمد یا قتل. مجازات قتل عمد قصاص است.

این تقسیم بندی به صورت کلی در نظر گرفته شده است. قتل عمدی در دعاوی رایج است و همچنین شامل قتل عمد و بدون هیچ گونه مسئولیتی برای قربانی است. این منصفانه نیست. بنابراین، در بیشتر موارد، قضات سخت می‌توانند خود را متقاعد کنند که یک قتل را از یک قتل به دیگری تغییر دهند، حتی اگر هر دو آن را ناعادلانه بدانند.

در این فیلم اگر پلیس به او سیلی زده بود و آن شخص مجروح یا کشته می شد (به شرطی که فیلم آنجا نبود) اگر ما نمی گفتیم پلیس صحت آن را به سختی ثابت می کرد. نکته این است که در صورت کشف قتل عمد، پلیس باید قصاص شود و در بحبوحه اعدام و قصاص، پلیس سعی می کند اتهام قتل را اجرا نکند، زیرا عواقب آن حتی بیشتر از جراحت یا فرار است. .

در عین حال، اگر پلیس فرد را بکشد و نتواند حقانیت او را ثابت کند، سال ها زندانی می شود و در نهایت قصاص و انواع مشکلات برای خود، همکارانش و او ایجاد می شود. خانواده. با این سرعت به سرعت کشته می شوید اما با غرور! و این مقایسه ای است که پلیس را برای تصمیم گیری سخت تر می کند.

مشکل این قانون فقط برای پلیس نیست، مهم ترین متهمان نیز هستند. این راه حل همچنین شامل تقسیم قتل عمد به دو دسته سوم و پنجم است و قتل های دسته پنجم از جمله قصاص را استثنا می کند.

در رابطه با امنیت مردم نیازی به تعامل مجدد با پلیس نیست، اما پلیس باید اقتدار خود را به درستی نشان دهد. تفاوت بین حکمرانی خوب و روشنگری در این است که شعله های نفرت و انتقام وجود دارد. اتفاقا یکی از دلایل تشدید این مشکلات نفرت و انتقام در مجازات است.


تمامی اخبار به صورت تصادفی و رندومایز شده پس از بازنویسی رباتیک در این سایت منتشر شده و هیچ مسئولتی در قبال صحت آنها نداریم