هاشمی: اصلاً معنای سکولاریسم را نمی دانند


هر از چند گاهی بازارهای ضد هاشمی با ترفندها و بهانه های مختلف داغ می شود و در حالی که اکبر هاشمی رفسنجانی سال ها دارفانی را وداع می گفت و تا زمانی که زنده بود از هجوم برخی نیروها در امان نبود، هم اکنون حملات و حملات ادامه دارد.

آخرین آن سخنان حجت‌الاسلام سعیدی است که در گفت‌وگو با خبرگزاری فارس گفت: (خطبه رفسنجانی) و عملیات روانی تهدیدآمیز و نامه نگاری بدون امضای رئیس دولت اصلاحات و پدر معنوی جریان اصلاحات.

و یا در بخشی دیگر از سخنان خود گفت: ریشه رسوایی ها نفوذ یک تفکر انتخاباتی، لیبرالی و سکولار در درون حکومت و رشد و باروری آن بود و در دهه اول انقلاب، ایدئولوژی لیبرال حکومت و نهضت استقلال و اندیشه رئیس جمهور با تبلور آن مواجه شد که نه تنها در دهه دوم با حاکمیت کارگزاران (دولت هاشمی) و ورود برخی تکنوکرات ها به دولت، ریشه دوانید. موسوی خوئینی و آقای هجورین به عنوان معاونت سیاسی کانون مذکور منصوب شدند. تفکر لیبرال زمینه نفوذ سکولار، ایدئولوژی و نهادسازی را فراهم کرد. حال برای بررسی این ادعا ساعتی با محمد هاشمی رفسنجانی برادر اکبر هاشمی رفسنجانی نشسته ایم و واکنش وی را جویا شده ایم که مشروح آن را در ادامه می خوانید.

آقای هاشمی، به نظر می رسد جریان ضد هاشمی متوقف نشده است و اکنون که سال ها از رحلت آیت الله هاشمی می گذرد، همچنان شاهد اتهامات علیه آقای هاشمی هستیم. چرا این اتهامات تمام نمی شود؟

دلیلش خیلی واضح است. اگرچه پیکر خاکی هاشمی در میان ما نیست، اما اندیشه او همچنان در میان مردم زنده است. محبوبیت آقای هاشمی به حدی است که با گذشت زمان نه تنها کم نمی شود بلکه بیشتر هم می شود. برخی نیروها از این محبوبیت می ترسند و حالا که در آستانه انتخابات هستیم، فرار می کنند.

او فکر می کند با این حرف ها می تواند نظر مردم را عوض کند و رای مردم را بگیرد. واقعیت این است که متهمان از محبوبیت آقای هاشمی می ترسند. او تمام تلاش خود را کرد تا تصویری مخدوش از آقای هاشمی در ملاء عام ایجاد کند اما ناکام ماند. ایشان هر روز با تحریف و تحریف حقایق را تکذیب می کرد و در مناسبت های مختلف مانند سالگرد آغاز دفاع مقدس، سخنرانی آقای هاشمی را پخش نمی کرد و اگر هم همراهی می کرد، سانسور هم داشت. .

همه این کارها برای فراموشی یاد هاشمی صاحب انجام شد اما نشد و این روند ادامه دارد. مردم بسیار دقیق و منصف هستند و شخصیت ها را به خوبی قضاوت می کنند. به همین دلیل است که امروز هم از دولت آقای هاشمی به عنوان دوران بسیار خوبی یاد می شود که مدیریت در کشور به معنای واقعی بود. مخالفان مرحوم هاشمی با دیدن سبک مردم به وحشت می افتند و با اتهامات واهی سعی در تخریب چهره آنها دارند اما می دانند که این پایان کار آنها نیست و مردم صادقانه هاشمی را دوست دارند.

گفته می شود دولت کارگزاران زمینه ساز سکولاریسم در کشور برای دو دولت مرحوم هاشمی بوده است. چگونه به هاشمی صاحب سکولار گفته می شود؟

اصلا نباید در این مورد بحث کرد. زیرا کسانی که می گویند هاشمی و دولتش می خواستند سکولاریسم را در کشور حاکم کنند اصلاً معنای سکولاریسم را نمی دانند. آنها نمی دانند سکولاریسم، تکنوکراسی، لیبرالیسم یا حتی اسلام علوی یعنی چه و هر یک از این شرایط به چه معناست. رفتار هاشمی با مقامات حکومتی همواره مبتنی بر اسلام علوی بوده است. حال از این دوستان بپرسید که معنای واقعی اسلام علوی چیست و چه ویژگی هایی دارد، نمی دانند. یک چیزی شنیده اند و همه چیز می گویند تا آقای هاشمی را از بین ببرند.

بالاخره وقتی هاشمی از امام اعتماد زیادی داشت یا همیشه با رهبری ارتباط عمیقی داشت چطور می خواست دین را از سیاست (سکولاریسم) جدا کند؟

اتهامی که به مخالفان آقای هاشمی وارد می شود قطعا با گفته های صحیح شما همخوانی ندارد. آقای هاشمی همیشه مورد اعتمادترین دوست رهبر معظم انقلاب بوده است تا جایی که ایشان فرمودند هیچکس مثل هاشمی نمی تواند در کنار من باشد. آقای هاشمی هم گفت که عاشق رهبری است.

قطعا بین این دو شخصیت تفاوت هایی وجود داشت اما دیدگاه هایشان در فضایی دلنشین بیان می شد. آقای هاشمی یک بار به مقام معظم رهبری گفت که شما دلیلی برای اطاعت از من ندارید، اما من در نهایت دلیل دارم که از شما اطاعت کنم، زیرا شما ولی فقیه هستید و من باید طبق شرع از شما اطاعت کنم.

بله، قبول داریم که بین این دو اختلاف وجود داشت، اما مهم این بود که همه این اختلافات مطرح شود و در فضای تفاهم و گفتگو حل شود. رهبر معظم انقلاب اسلامی در پیام تسلیت خود به مناسبت درگذشت آقای هاشمی به صراحت فرمودند:

این نشان می دهد که خط آقای هاشمی تا آخر عمر از خط رهبری جدا نشد. آقای هاشمی نیز در زمان خود بسیار مورد احترام امام بود و امام بسیاری از مسئولیت های مهم را به آقای هاشمی سپرده بودند.

حالا از متهمان می پرسم چطور می شود یک نفر معتمد کامل امام و از نزدیکان رهبری باشد و در عین حال خواستار برقراری سکولاریسم در حکومت و کشور باشد. این تناقضات تنها به قصد تخریب شخصیت ملی و اسلامی امکان پذیر است.

وی همچنین از دولت هاشمی انتقاد می کند.

بله، اما آنها نمی توانند این واقعیت را انکار کنند. آقای هاشمی موفق شد به جای تنش زدایی در دولت تنش زدایی را برقرار کند. در جنگ هشت ساله همه دنیا علیه ما بودند. ارتش عراق توسط روسیه، آمریکا و انگلیس و حتی دولت های عربی منطقه پرورش یافته است. آقای هاشمی پس از جنگ موفق شد روابط ایران با جهان را تغییر دهد و ما به خوبی دیدیم که ایران در دوران حکومتش چه روابط خوبی با عربستان داشت. بله، اگر فکر می کند ایران با دنیا در حال جنگ است، سیاست این دوستان خوب است و باید جلو بروند، اما اگر در پرتو تعامل سازنده با دنیا، سازندگی شکل بگیرد و مردم آرامش را تجربه کنند. ما باید این کار را انجام دهیم. به سیاست های هاشمی برگردید.

علاوه بر این، چه کسی می تواند منکر ساخت ویرانه های جنگ در دو دولت آقای هاشمی شود؟ هرکس مدعی می شود دولت هاشمی مثبت نبوده، ملاک درستی را بیان کند وگرنه غلط است.

مخالفان هاشمی به نقش او در حوادث سال 88 اشاره می کنند. هدف هاشمی در آن زمان چه بود؟

آقای هاشمی گفت مشکلاتی که بعد از انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ به وجود آمد باید با آرامش حل شود. با این حال، او اذعان داشت که تعداد آنها برای شکست منتخبان آقای موسوی که نزدیک به 13 میلیون است، کافی نیست. آنها باید جذب انقلاب شوند و دامن زدن به تنش ایجاد شده درست نیست. او معتقد به ایجاد تعامل ملی بود.

منتقدان هاشمی همواره مدعی بوده اند که سبک زندگی او سبک زندگی نخبه بوده است. شما برادر هاشمی بودید، پس می دانید که او چگونه زندگی می کرد. آیا زندگی او متعلق به نخبگان بود؟

خانه آقای هاشمی اکنون تبدیل به خانه موزه شده است و همه می توانند بروند و خانه ایشان را ببینند. آقای هاشمی همیشه خیلی ملایم بود و در لباس پوشیدن و غذا مثل بقیه بود.

او همیشه می گفت من تظاهر نمی کنم و سنیاسی نیستم که کاری خصوصی انجام دهم و خودم را به شکل دیگری به مردم معرفی کنم. آقای هاشمی فکر می کرد بیرون و باطن یکی است. او همیشه سادگی را دوست داشت، اما هرگز ادعاهای پوپولیستی نکرد و تظاهر نکرد. ببینید کسانی که زمانی در قدرت بودند، پس از مدتی مسئولیت خود، علم را برای خود آموختند یا برای خود شیوه زندگی خاصی ساختند.

آقای هاشمی پس از تصدی مسئولیت چه چیزی برای خود ذخیره کرد؟ اما او معتقد بود که همه مردم باید در رفاه زندگی کنند. متهمان اکنون می گویند که می خواستند نخبگان را ارتقا دهند، در حالی که آقای هاشمی معتقد بود که طبق اصل 3 قانون اساسی، همه مردم باید از حداقل رفاه برخوردار باشند.

برای مقابله با چنین ادعاهایی چه باید کرد؟

شک باید برطرف شود. همانطور که شما انجام دادید. اصلاح طلبان و اعتدال گرایان اکنون فرصت های خوبی در کشور دارند و اینطور نیست که اصلاح طلبان در عرصه سیاسی کاملا رها شده باشند. حالا همه آنها و هرکسی که روش و منش آقای هاشمی را قبول دارد، سعی کند افکار آن مرحوم را پرورش دهد و در مقابل اتهامات واهی بایستد.


تمامی اخبار به صورت تصادفی و رندومایز شده پس از بازنویسی رباتیک در این سایت منتشر شده و هیچ مسئولتی در قبال صحت آنها نداریم